محمد تقي جعفري
256
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و اندوه حالتى ابرى . ) پس از اين مقدمه درك سخن امير المؤمنين عليه السلام كه « اين دنيا سخت فريبنده است » روشن مىشود و اما اين كه اين دنيا بسيار ضرر بار است ، بدانجهت است كه اقبال به اين دنيا نخستين ضررى كه به انسان مىزند اينست كه با فريبندگىهايش نمىگذارد آدمى به حقائق و واقعيات مربوط به پديدهء فريبنده بينديشد و مصالح و مفاسد آنها را خوب درك كند . از طرف ديگر خود گذشت زمان براى اشخاص معمولى [ نه رشد يافتگان آگاه به معناى گذشته و حال و آينده ] موجب كاهش ساليان عمر و از دست رفتن قدرتها و امتيازات مىباشد بدون اين كه در برابر آنچه از دست داده است چيزى به دست بياورد . شگفتى دنيا در همين نكته است كه وقتى كه چيزى از مردم معمولى مىگيرد آنچه را كه به عنوان عوض مىدهد كم ارزشتر از آنست كه از آن مردم گرفته است . به قول نظامى گنجوى : بگفت آنجا به صنعت در چه كوشند بگفت انده خرند و جان فروشند ( 1 ) اين كه گفتيم « چيزى را كه از مردم معمولى مىگيرد » براى اينست كه مثل مردم رشد يافته در اين دنيا بىشباهت به زنبوران عسل نيست كه از گياهان و گلهاى باغها و بيابانها و كوهها عسل توليد مىكند . اينان از حوادث و مواد اين دنيا هرچه استهلاك كنند و يا با آنها هر گونه ارتباط برقرار كنند ، مبدل به نور مىنمايند . همين نان حاصل از گندم را گاو و گوسفند هم مىخورد كه جز مدفوع و مقدارى گوشت و پوست و استخوان و خون و شير نتيجه اى به وجود نمىآورد ، در صورتى كه همان نان را اگر انسان عاقل و صاحب انديشه بخورد مبدل به نيروى انديشه اى مىكند كه چه بسا دنيائى را مبدل به گلزار بهشتى نمايد - هر دو گون زنبور خوردند از محل ليك شد ز آن نيش و زين ديگر عسل
--> ( 1 ) كليات نظامى گنجوى .